موقعیت شما:  ساختار > مجلس خبرگان
Register   |  Login

مجلس خبرگان رهبری مجلسی متشکل از فقیه‌های «واجد شرایط» است که بر اساس اصل ۱۰۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مقرر گردیده‌است تا پس از مرگ روح‌الله خمینی (بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی) تشکیل گردد. مدت هر دورهٔ این مجلس که اعضای آن به وسیلهٔ انتخابات و توسط رأی مستقیم و مخفی مردم انتخاب می‌گردند، هشت سال می‌باشد.

مجلس خبرگان نيز در مادهٔ ۱ و ۲ آيين‏نامهٔ داخلى اين نهاد، تعداد خبرگان را ۸۶ نفر اعلام كرده است.[۱]

در پنجمين اجلاس چهارمين دوره مجلس خبرگان رهبری پس از رای گيری براي هيئت رئيسه جديد اين مجلس، هاشمی رفسنجانی بار ديگر به عنوان رئيس مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد.
نخستین مجلس خبرگان رهبری در شرایطی تشکیل شد که کشور در حال جنگ با عراق بود. انتخابات این مجلس در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۶۱ برگزار شد که نزدیک ۱۸ میلیون نفر در آن شرکت کردند. در این دوره ۷۵ نفر از نمایندگان مجلس خبرگان تعیین شدند و انتخابات بقیه نمایندگان به دور دوم کشید.

نخستین مجلس خبرگان رهبری که در واقع دومین مجلس خبرگان (پس از مجلس خبرگان قانون اساسی) بود در ساعت ۹:۱۰ دقیقه ۲۴ مرداد ۱۳۶۲ تشکیل شد و پیام خمینی در آن خوانده شد.[۳]
اصل ۱۰۷ قانون اساسی:

«پس از رهبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‏الله‏العظمی امام خمینی «قدس سره‏الشریف» که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری درباره همه فقهاء واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت می‌کنند هر گاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب می‌کنند و در غیر این صورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می‌نمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسوولیت‏های ناشی از آن را بر عهده خواهد داشت. رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.»

اصل ۱۰۸ قانون اساسی:

«قانون مربوط به تعداد و شرایط خبرگان، کیفیت انتخاب آنها و آیین‏نامه داخلی جلسات آنان برای نخستین دوره باید به وسیله فقهاء اولین شورای نگهبان تهیه و با اکثریت آراء آنان تصویب شود و به تصویب نهایی رهبر انقلاب برسد. از آن پس هر گونه تغییر و تجدید نظر در این قانون و تصویب سایر مقررات مربوط به وظایف خبرگان و صلاحیت خود آنان است.»

اصل ۱۱۱ قانون اساسی:

«هرگاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده‌است، از مقام خود برکنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم می‌باشد. در صورت فوت یا کناره گیری یا عزل رهبر، خبرگان موظفند، در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند.»
به منظور اجرای اصل یک‏صد و یازدهم قانون اساسی و برای نظارت بر استمرار شرایطی که در اصل پنجم و یک‏صدونهم قانون اساسی برای رهبری ذکر شده‌است و تصمیم‏گیری در موارد فقدان آن، تشکیل می‏شود.

تحقیقات و مذاکرات این کمیسیون، محرمانه‌است. مجلس خبرگان، به وسیله این کمیسیون، موضوع نظارت بر رهبری را به اجرا می‏گذارد. این کمیسیون، باید هرگونه اطّلاعات لازم را در رابطه با اصل صدویازده، در محدوده قوانین و موازین شرعی، تحصیل کند و نسبت به صحّت و سُقْم گزارش‏های مربوطه، بررسی لازم را به عمل آورد. سایر اعضای خبرگان نیز، اطّلاعات خود را در باره اصل صدویازده، در اختیار این کمیسیون قرار می‏دهند. کمیسیون، بعد از بررسی و تحقیق، در صورتی که مطالب مذکور را برای تشکیل اجلاس خبرگان، کافی نداند، موضوع را با عضو یا اعضای خبرگان که اطّلاعات را در اختیار گذارده‏اند، در میان می‏گذارد و توضیحات خود را ارائه می‏کند و در صورتی که آنان قانع نشدند، اگر اکثریّت نمایندگان، تقاضای تشکیل جلسه فوق‏العاده را کنند، اجلاسیّه مجلس خبرگان، برگزار می‏شود

اهميّت مجلس خبرگان‏

اين مجلس از نهادهاى ابتكارى در نظام سياسى كشور است كه براى اوّلين بار، با تدوين قانون‏اساسىِ جمهورى اسلامى، در حقوق اساسى مطرح شد.

* و چون در باره بالاترين مقام كشور، تصميم‏گيرى مى‏كند، «فراتر» از نهادهاى ديگر است؛

* از آن رو كه در لحظات حسّاس فقدانِ رهبرى، ايفاى نقش مى‏كند، در «حساس‏ترين موقعيت» براى حفظ نظام است؛

* بدان جهت كه تعيين رهبر را بر عهده دارد، جايگاه ويژه‏اى در «مشروعيّت حكومت» دارد؛

* و بالاخره چون به منزله برگزيدگان ملّت از سراسر كشور، بايد از دانش عميقِ دينى (فقهى) و بينش قوى سياسى و اجتماعى برخوردار باشند، نهادى از فرزانگان امّت است.

 

نقش مجلسِ خبرگان هر چند در فعاليت‏هاى خُرد كشور، محسوس نيست، ولى حضور فعّال آن، پشتوانه اطمينان بخشى در جهت صيانتِ نظام است. اين مجلس، از بحران خلأ رهبرى در نظام پيش‏گيرى مى‏كند و نگاه هوش‏مندانه‏اش بر شيوه اداره كشور، سلامت نظام را تأمين مى‏كند. از يك سو بر عدالت، فقاهت، شجاعت و تدبيرِ «رهبرى امروز»، اِشراف دارد و از طرف ديگر هوشيارانه، در انديشه «رهبرى فردا» است.

 

اولین دوره
تاریخ برگزاری انتخابات: ۱۹ آذر سال ۱۳۶۱
تعداد ثبت نام کنندگان : ۱۶۸ نفر
رد صلاحیت‌ها: ۱۲ نفر
انصراف‌ دهندگان : ۱۰ نفر
تعداد حوزه انتخابیه: ۲۴
تعداد نمایندگان : ۸۲ نفر
درصد مشارکت : ۳۸٫۷۷٪
دومین دوره
تاریخ برگزاری انتخابات : ۱۶ مهر ۱۳۶۹
تعداد ثبت نام کنندگان : ۱۸۰ نفر
رد صلاحیت‌ها : ۶۲ نفر
انصراف‌ دهندگان : ۱۲ نفر
تعداد حوزه انتخابیه : ۲۴
تعداد نمایندگان : ۸۳ نفر
درصد مشارکت : ۹٫۳۷٪
سومین دوره
تاریخ برگزاری انتخابات : ۱ آبان ۱۳۷۷
تعداد ثبت نام کنندگان : ۳۹۶ نفر
رد صلاحیت‌ها : ۲۱۴ نفر
انصراف دهندگان : ۱۳ نفر
تعداد حوزه انتخابیه : ۲۸
تعداد نمایندگان : ۸۶ نفر
درصد مشارکت: ۳۲٫۴۶٪

 


 فصل دوّم )
آشنايى با دبيرخانه مجلس خبرگان رهبرى‏ و مراكز تابع آن‏

 

دبيرخانه مجلس خبرگان نهادى است قانونى كه زير نظر هيأت رئيسه مجلس خبرگان، اداره مى‏شود و براى انجام مأموريت‏ها و مسئوليت‏ها و تنظيم امور مربوط به مجلس خبرگان، تشكيل مى‏گردد.

بخشى از وظايف دبيرخانه عبارت است از:

بخش اول:
الف - تنظيم كليه امور مربوط به مجلس، كميسيون‏ها و هيأت رئيسه و ارتباط با رياست مجلس و برقرارى ارتباط متقابل.
ب - تنظيم روابط مجلس، كميسيون‏ها، هيأتها و اعضا، با مقام معظم رهبرى و دستگاه‏هاى گوناگون كشور.
ج - همكارى لازم بامسئولين ذيربط، در اجراى انتخابات مجلس خبرگان، با رعايت قانون و آيين‏نامه انتخابات.
د - معرّفى نهاد خبرگان.
ه - چاپ و انتشار مصوبات مجلس، به صورت اختصاصى يا عمومى، حسب مورد با توجه به آيين‏نامه خبرگان و انعكاس اخبار به رسانه‏هاى گروهى با هماهنگى مقامات ذيربط.
و - تحقيق و پژوهش در موضوع حكومت اسلامى، بالأخص ولايت فقيه، تأليف و نشر آن به صورت‏هاى مناسب، معرفى ولايت فقيه در مجامع علمى داخل و خارج كشور و در سطح عموم مردم بر اساس سياست‏ گذارى كميسيون بررسى راه‏هاى پاسدارى و حراست از ولايت‏فقيه، پس از تأييد هيأت رئيسه.
ز - تهيه بولتن حاوى اخبار و گزارشات مربوط به امور رهبرى، نمايندگان رهبرى در ارگان‏ها و نهادها، نهادهاى وابسته، مسأله ولايت فقيه، مسائل سياسى و بين‏المللى و مسائل جارى كشورى كه مى‏تواند در وسعت بينش و بالمآل در تصميم‏گيرى خبرگان مؤثر باشد.

بخش دوم:

  • ساختار مجلس خبرگان‏

مجلس خبرگان، از دو بخش هيئت رئيسه و كميسيون‏ها تشكيل مى‏شود:

الف) هيأت رئيسه؛ مجلس خبرگان، داراى دو گونه هيأت رئيسه است: هيأت رئيسه سِنّى كه در اوّلين جلسه مجلس خبرگان، بر اساس سنّ نمايندگان، تعيين مى‏شود كه مسن‏ترين فرد از خبرگان حاضر، به عنوان رئيس سِنّى و فرد بعدى به منزله نايب‏رئيس و دو نفر از جوان‏ترين خبرگان حاضر، به سِمَت منشى، معيَّن مى‏شوند و در جايگاه مخصوص قرار مى‏گيرند.

هيأت رئيسه سنّى، وظايف زير را بر عهده دارد:
- اداره جلسه افتتاحيه؛
- انجام دادن مراسم تحليف؛
- اجراى انتخابات هيئت‏رئيسه دائم.

هيأت رئيسه سِنّى، با انتخاب اعضاى هيأت رئيسه دائم، به كار خود پايان مى‏دهد. مدّت زمان هيأت رئيسه سِنّى، فقط در اوّلين جلسه هر دوره از مجلس خبرگان است. هيأت رئيسه دوم، هيأت رئيسه دائم است. اين هيأت، مركَّب از رئيس، دو نايب‏رئيس، دو منشى و دو كارپرداز است كه از ميان اعضاء، براى مدّت دو سال و با رأى مخفى، انتخاب مى‏شوند.

انتخاب رئيس، با رأى اكثريّت مطلق حاضران و انتخاب نوّاب رئيس و منشيان و كارپردازان، هر كدام جداگانه و با اكثريّت نسبى و به صورت مخفى خواهد بود. در صورتى كه در انتخاب رئيس، در مرحله اوّل، اكثريّت مطلق حاصل نشود، از بين دو نفرى كه بيشترين رأى را كسب كرده‏اند، با رأى‏گيرى مجدّد و اكثريّت نسبى، رئيس، انتخاب مى‏شود. رياست مجلس خبرگان، علاوه بر اداره جلسات مجلس خبرگان، بر كلّيّه امور ادارى، مالى، استخدامى و

سازمانى مجلس خبرگان، نظارت دارد و بايد با ارتباط منظَّم با رهبرى، شرايط را براى انجام دادن وظايف مجلس خبرگان آسان كند. وى، مصوَّبات قانونى مجلس خبرگان را امضا و به مراجع ذى‏ربط ابلاغ مى‏كند. رئيس مجلس خبرگان، موظَّف است گزارشى سالانه از عمل‏كرد و اقدامات هيأت رئيسه را به مجلس خبرگان ارائه كند.

ب) كميسيون‏ها؛ به منظور بررسى‏هاى كارشناسى و تهيّه گزارش جهت طرح در جلسات رسمى، كميسيون‏هاى زير در مجلس خبرگان تشكيل شده است:

1. كميسيون اصل 108 قانون اساسى‏
به منظور بررسى و تدوين قوانين مربوط به خبرگان، از جمله انتخابات و آيين‏نامه داخلى مجلس خبرگان، تشكيل مى‏گردد. اعضاى اصلى آن، يازده نفر و اعضاى على‏البدل، چهار نفرند.

2. كميسيون امور مالى و ادارى‏
به بررسى امور مالى و ادارى مجلس خبرگان مى‏پردازد، داراى نه عضو اصلى و سه عضو على‏البدل است.

3. كميسيون اصل 107 و 109 قانون اساسى‏
به منظور آمادگى خبرگان براى اجراى اصل يك‏صدوهفتم و شناخت حدود و شرايط مذكور در اصل پنجم و يك‏صدونهم قانون اساسى، كميسيونى مركّب از يازده نفر عضو اصلى و چهار نفر عضو على‏البدل، تشكيل مى ‏شود تا در باره همه موارد مربوط به شرايط و صفات رهبر و در باره همه كسانى كه در مظانّ رهبرى قرار دارند، تحقيق و بررسى به عمل آورد و نتايج آن را به هيأت رئيسه ارائه كند. گزارش اين كميسيون، سرّى تلقى مى‏شود و به صورت اسناد طبقه‏بندى شده، حفاظت مى‏گردد و بدون تصويب مجلس خبرگان، در اختيار ديگرى قرار نمى‏گيرد، مگر رهبرى، كه عنداللزوم به اطّلاع وى مى‏رسد.

4. كميسيون سياسى - اجتماعى‏
به منظور آگاهى مستمر اعضاى مجلس‏خبرگان از تحوّلات مهمِّ داخلى و جهانى، به ويژه در زمينه مسائل سياسى، فرهنگى، مديريّتى، امنيّتى و اقتصادى تشكيل مى‏شود و موظَّف است با تشكيل جلسات با حضور نخبگان و مسئولان امور سياسى، امنيّتى، فرهنگى، اقتصادى، اجتماعى، مسائل مهم داخلى و جهانى را كه به نحوى، به انجام وظايف خبرگان، به ويژه وظايف مذكور در اصول يك‏صدوهفتم و يك‏صدونهم قانون‏اساسى، مربوط مى‏شود، مورد بررسى قرار دهد و گزارش آن را به هيأت رئيسه تقديم كند تا در اوّلين اجلاسيّه خبرگان، به اطّلاع اعضا رسد.

5. كميسيون تحقيق موضوع اصل 111 قانون اساسى‏
به منظور اجراى اصل يك‏صد و يازدهم قانون اساسى و براى نظارت بر استمرار شرايطى كه در اصل پنجم و يك‏صدونهم قانون اساسى براى رهبرى ذكر شده است و تصميم‏گيرى در موارد فقدان آن، تشكيل مى‏شود.

تحقيقات و مذاكرات اين كميسيون، محرمانه است. مجلس خبرگان، به وسيله اين كميسيون، موضوع نظارت بر رهبرى را به اجرا مى‏گذارد. اين كميسيون، بايد هرگونه اطّلاعات لازم را در رابطه با اصل صدويازده، در محدوده قوانين و موازين شرعى، تحصيل كند و نسبت به صحّت و سُقْم گزارش‏هاى مربوطه، بررسى لازم را به عمل آورد. ساير اعضاى خبرگان نيز، اطّلاعات خود را در باره اصل صدويازده، در اختيار اين كميسيون قرار مى‏دهند. كميسيون، بعد از بررسى و تحقيق، در صورتى كه مطالب مذكور را براى تشكيل اجلاس خبرگان، كافى نداند، موضوع را با عضو يا اعضاى خبرگان كه اطّلاعات را در اختيار گذارده‏اند، در ميان مى‏گذارد و توضيحات خود را ارائه مى‏كند و در صورتى كه آنان قانع نشدند، اگر اكثريّت نمايندگان، تقاضاى تشكيل جلسه فوق‏العاده را كنند، اجلاسيّه مجلس خبرگان، برگزار مى‏شود.

6. كميسيون بررسى راه‏هاى پاسدارى و حراست از ولايت فقيه‏
به منظور بررسى راه‏هاى مناسبِ پاسدارى و حراست از ولايت فقيه، تشكيل مى‏گردد. اهم وظايف آن، ارائه پيشنهاد به هيأت رئيسه در اين امور است:

1. تحقيق و پژوهش در موضوع حكومت اسلامى، بالاخص ولايت فقيه، تأليف و نشر آن به صورت‏هاى مناسب و پاسخ به شبهات؛

2. معرّفى ولايت فقيه در مجامع علمى داخل و خارج كشور و در سطح عموم مردم؛

3. بررسى شيوه‏هاى مناسب تدريس و ترويج انديشه حكومت اسلامى و ولايت‏فقيه، در سطوح مختلف تحصيلى دانش آموزان و دانشجويان و نيز در سطح رسانه‏هاى عمومى، خصوصاً صدا و سيما و ارائه راهكارهاى مناسب به هيئت رئيسه مجلس خبرگان.

  • افتتاح مجلس خبرگان‏

پس از برگزارى انتخابات مجلس خبرگان، نخستين جلسه در هر دوره، با حضور حدّاقل دو سوم نمايندگان، رسميّت مى‏يابد. برگزارى نخستين جلسه هر دوره، با هم‏آهنگى دبيرخانه مجلس خبرگان، بر عهده شوراى نگهبان است. جلسه افتتاحيّه، با استقرار هيئت‏رئيسه سِنّى در جايگاه و استماع سرود جمهورى اسلامى و قرائت قرآن، شروع مى‏شود. بعد از انجام مراسم تحليف، هيئت‏رئيسه دائم مجلس خبرگان براى مدّت دو سال،
انتخاب مى‏شود. بدين ترتيب، در طىِّ هشت سال نمايندگى اعضاى خبرگان - كه بيشترين مدّت نمايندگى در ايران است - چهار بار انتخابات هيئت‏رئيسه دائم، تجديد مى‏گردد.

مطابق آيين‏نامه داخلى، مجلس خبرگان، داراى دو نوع اجلاسيّه است:

1. اجلاسيّه رسمى عادى كه سالى دو بار، حداقل، به مدّت دو روز تشكيل مى‏شود؛
2. اجلاسيّه فوق‏العاده كه در دو صورت، تشكيل مى‏شود: در مواردى كه هيئت‏رئيسه، ضرورى بداند و در صورتى كه حدّاقل يك سوم از نمايندگان برگزارى آن را درخواست كنند.

جلسات مجلس خبرگان، با حضور دو سوم خبرگان رسميّت دارد و مصوَّبات اين مجلس، با موافقت نصف به اضافه يك حاضران، معتبر است، مگر در موارد خاصّى كه در آيين‏نامه پيش‏بينى شده است.

  • وظايف خبرگان‏

مجلس‏خبرگان، نهادى است كه به موجب قانون اساسى، سه مسئوليتِ مهم درباره رهبرى نظام دارد: «انتخاب»، «بركنارى» و «نظارت» :

الف) انتخاب رهبر
رهبرى در زمان حضور معصوم، بر مبناى «نص الهى» تعيين مى‏گردد و نصّ، فرد واجد شرايط ولايت را معرفى و پس از آن مردم موظف‏اند كه با وى بيعت نموده و زمينه تحقق حاكميت او را فراهم آورند. ولى در عصر غيبت كه نصّى براى تعيينِ رهبر وجود ندارد، با "انتخاب مردم" برگزيده مى‏شود. «علامه طباطبايى» در اين باره مى‏نويسد:

پس از رسول خدا، جمهور از مسلمين، تعيين خليفه را به «انتخاب مسلمانان» مى‏دانستند و شيعه معتقد بود كه خليفه از جانب خدا و پيامبر «منصوص» بوده و امامان دوازده‏گانه معيّن شده‏اند، ولى بهر حال در عصر غيبتِ امام و در زمان حاضر، ترديدى وجود ندارد كه حكومت اسلامى بر عهده «مسلمانان» بوده و آنان، خود بايد بر مبناى كتاب خدا، فرمانرواى جامعه را بر اساس سيره رسول اكرم، تعيين كنند. [1]

بر مبناى نظريه ولايت‏فقيه چون نصب فقها براى ولايت، «عام» بوده و ناظر به فرد خاصى نمى‏باشد، لذا با استفاده از شيوه انتخاب مردمى، بايد فردى را كه داراى صفات لازم براى رهبرى است، تعيين نمود.[2]

پس از اين انتخاب و با تعيين «ولىّ منتخب»، فقهاى ديگر، مسئوليّتى در اداره حكومت نداشته و اين تكليف، از آنان ساقط مى‏شود[3] و چون دخالت ايشان در حيطه رهبرى نظام، به تزاحم با ولىّ‏امر مى‏انجامد، نمى‏تواند مشروع باشد.[4]

انتخاب رهبرى در ايران، مانند بسيارى از كشورها[5] به صورت‏ دو مرحله‏اى است؛ مردم در مرحله اول، به خبرگان مورد اعتماد خود رأى مى‏دهند و در مرحله دوم، نمايندگان مردم، از فقهاى واجد شرايط، بهترين آنان را براى رهبرى انتخاب مى‏نمايند. بسيارى از صاحب نظران، انتخابات دو مرحله‏اى را براى تعيين رهبر، مناسب‏تر مى‏دانند، زيرا معتقدند علاوه بر اين‏كه نمايندگان مردم، در فضايى به دور از هيجانات و تبليغات، به بررسى و تصميم‏گيرى مى‏پردازند، تجربه نيز نشان داده كه وقتى فردى با رأى مستقيمِ اكثريت مردم به رياست مى‏رسد، بيشتر در معرض سوء استفاده از قدرت قرار دارد و كشور را به سوى ديكتاتورى پيش مى‏برد.[6]

اين شيوه، معقول‏ترين راه براى تعيين رهبر است، زيرا در بسيارى از نظام‏هاى مبتنى بر انتخابات، براى دست‏يابى به بالاترين مقام اجرايى كشور، اگر داوطلبان از نظر: «سنّ»، «تابعيتِ» آن كشور و «اقامتِ» در آن، واجد شرايط باشند، مى‏توانند خود را كانديداى رياست كنند. و اين شرايط به سهولت، براى مجريان انتخابات قابل تشخيص است، ولى در نظام اسلامى، رهبرى نظام بايد از صلاحيت بالاى علمى و شايستگى
اخلاقى و قدرتِ مديريّت برخوردار باشد. همان‏گونه كه براى گزينشِ مهندسِ متبحّر يا پزشك حاذق، نمى‏توان به رأى عمومى اكتفا نمود و بايد به متخصصين آن امر رجوع شود، در گزينشِ «فقيه عادل و با تقوا، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبّر» نيز بايد با مراجعه به خبرگان، برترين فرد از واجدين شرايط را شناسايى نمود.

حتى در مواردى كه مى‏توان با انتخاب مستقيم مردم به اين گزينش دست يافت، ولى باز براى تصميم‏گيرى در باره «كناره‏گيرى» رهبر و «نظارت» بر او، به گروه خاصّى نياز است.

خبرگان به دليل آن كه نمايندگان برگزيده مردم اند، لذا «رأى آنان»، نقش «بيعت مردم» را ايفا مى‏كند و بر مبناى جعل ولايت از سوى خدا، هر چند بيعت مردم، «مبدأ ولايت» نيست، ولى «تولّى امور مسلمين»، بدان بستگى دارد و بدون آراى اكثريت، نمى‏توان قدرت را در دست گرفت:

[فقيه جامع الشرايط] ولايت در جميع صور دارد، لكن تولّى امور مسلمين و تشكيل حكومت بستگى دارد به «آراى اكثريت مسلمين» كه در قانون‏اساسى هم از آن ياد شده است و در صدر اسلام تعبير مى‏شده به «بيعت» با ولىّ مسلمين.[7]

دراين تحليل، انتخاب خبرگان ملّت، از جهت «گزينش رهبر» و «پذيرش رهبر»، نقش اساسى دارد: جنبه اوّل، «اظهار نظر» گروهى خبره به حساب آمده و در تشخيص فرد واجد صلاحيّت رهبرى ماهيّت «اِخبارى» دارد و جنبه دوم، «تعهّد و پيمان» نمايندگان ملّت با رهبر بوده و به منزله بيعت، ماهيّت «انشايى» دارد.

در قانون‏اساسى، تعيين رهبرى، را وظيفه مجلس‏خبرگان دانسته است. اصل يك‏صدوهفتم مى‏گويد:

پس از مرجع عالى‏قدر تقليد و رهبر كبير انقلاب جهانى اسلام و بنيان‏گذار جمهورى اسلامى ايران، حضرت آية الله العظمى امام خمينى‏1 كه از طرف اكثريت قاطع مردم، به مرجعيت و رهبرى شناخته و پذيرفته شدند، تعيين رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است.

هم‏چنين معيارهاى انتخابِ رهبر توسط مجلس‏خبرگان در اصل يك‏صدوهفتم آمده است:

خبرگان رهبرى در باره همه فقهاى واجد شرايط مذكور در اصول پنجم و يك‏صدونهم، بررسى و مشورت مى‏كنند، هرگاه يكى از آنان را اعلم به احكام و موضوعات فقهى يا مسائل سياسى و اجتماعى يا داراى مقبوليت عامه يا واجد برجستگى خاص در يكى از صفات مذكور در اصل يك‏صدونهم تشخيص دهند، او را به رهبرى انتخاب مى‏كنند و در غير اين صورت، يكى از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفى مى‏نمايند.

در جهت اجراى اين اصل و شناختِ شرايط مذكور در اصل پنجم و يك‏صدونهم قانون‏اساسى، كميسيونى مركّب از يازده نفر عضو اصلى و چهار نفر عضو على‏البدل در مجلس‏خبرگان تشكيل مى‏گردد. وظيفه اصلى اين كميسيون، تحقيق در باره همه موارد مربوط به شرايط رهبر، موضوع اصول ياد شده، كسانى كه در مظانّ رهبرى قرار دارند و ارائه نتايج حاصله به هيئت‏رئيسه براى بررسى مجلس خبرگان است.

ب) عزل رهبر
«تداوم رهبرى» ولىِّ امر، به «استمرار صلاحيت و شايستگى» وى بستگى دارد و با فقدانِ هر يك از شرايطِ لازم براى رهبرى، مشروعيّت آن از بين مى‏رود. البته برخى از فِرق اسلامى عقيده دارند كه اين شرايط در آغاز مورد نياز است و پس از تحقق ولايت، هيچ عاملى از قبيل فسق و ظلم، خللى در مشروعيت حاكم پديد نمى‏آورد و نمى‏توان بدين وسيله عقد خلافت و امامت را بر هم زده و حاكم را عزل كرد.[8]

ولى شيعه اصرار دارد كه با كمترين انحراف، رهبرى منصب خود را از دست داده و بايد او را بركنار نمود:

فقيه، اگر يك كلمه دروغ بگويد، يك قدم بر خلاف بگذارد، ولايت ندارد.[9]

با هرگونه انحراف فكرى يا عملى، شخص به صورت قهرى معزول است و پيش از آن‏كه مردم به عدم صلاحيّت وى رأى دهند، خود به‏خود ساقط مى‏شود و البته مردم هم بايد قدرت را از دست او بگيرند.[10]

در قانون‏اساسى در سه مورد بركنارى رهبرى پيش‏بينى شده است:
1. ناتوانى از انجام وظايف رهبرى؛
2. از دست دادن يكى از شرايط رهبرى؛
3. كشف فقدان يكى از شرايط از آغاز.

در هر يك از اين موارد، قانون‏اساسى، تشخيص و تصميم را بر عهده مجلس‏خبرگان نهاده است. اصل يك‏صدويازدهم مى‏گويد:

هرگاه رهبر از انجام وظايف قانونى خود ناتوان شود، يا فاقد يكى از شرايط مذكور در اصول پنجم ويك‏صدونهم گردد، يا معلوم شود از آغاز فاقد بعضى از شرايط بوده است، از مقام خود بركنار خواهد شد. تشخيص اين امر، به عهده خبرگان مذكور در اصل يك‏صدوهشتم مى‏باشد.

مجلس‏خبرگان براى اجراى اين اصل، داراى كميسيونى مركب از يازده نفر عضو اصلى و چهار نفر على‏البدل است. بستگانِ نزديك سببى و نسبى رهبر نمى‏توانند در اين كميسيون عضو باشند. كميسيون موظف  است اطلاعات لازم در باره اين اصل را به دست آورده و نسبت به صحت و سُقم گزارشات واصله، بررسى نمايد. اگر دوسوم كميسيون و هيئت‏رئيسه، به تشكيل اجلاس خبرگان براى رسيدگى و عمل به اصل يك‏  صدويازدهم، رأى دهند، اجلاس خبرگان در اولين فرصت تشكيل مى‏شود و پس از بررسى‏هاى لازم رأى‏گيرى انجام مى‏گيرد.

ج) نظارت بر رهبر
در جامعه اسلامى، دو نوع نظارت بر رهبرى وجود دارد: نظارتِ عام مردم كه در جهت ايفاى نقش «النصيحة لائمة المسلمين» و «امر به معروف و نهى از منكر» انجام مى‏گيرد. نوع ديگر، نظارت نهادينه كه توسط نهاد خاصّى اِعمال مى‏گردد و پشتوانه «حقوقى» دارد. در اين نظارت، صرفاً به ارزيابى وقايعِ آشكار و موضع‏گيرى‏هاى پيدا اكتفا نمى‏شود، بلكه حقّ تفحّص داشته و مى‏تواند از مقام مسئول پاسخ بخواهد.

در نظام اسلامى، رهبرى داراى دو مسئوليت «جزايى» و «سياسى» است. از نظر جزايى، تشريفات خاصى براى بررسى اتهامات او در دادگاه وجود ندارد و در اصل يك‏صدوهفتم قانون‏اساسى تصريح شده كه «رهبر در برابر قوانين با ساير افراد كشور مساوى است». لذا رسيدگى به تخلفات او مانند ساير شهروندان است. در حالى‏كه در برخى كشورها مانند آمريكا، رئيس جمهور از نوعى مصونيت قضايى برخوردار است و در باره جرايمى از قبيل ارتشا، دادگاه عادى نمى‏تواند رسيدگى كند، بلكه ابتدا كنگره به موضوع مى‏پردازد و سپس پرونده در مجلس سنا مطرح مى‏شود و براى رأى به محكوميّتِ رئيس جمهور، رأى دو سوم سناتورها لازم است.

علاوه بر اين در جمهورى اسلامى، مجلس‏خبرگان عهده‏دار نظارت بر رهبرى است. كه مستفاد از اصل يك‏صدويازدهم قانون‏اساسى است:

تشخيص ناتوانى رهبر از انجام وظايف قانونى خود يا فقدان يكى از شرايط بر عهده مجلس خبرگان است. زيرا خبرگان مسئوليت «عزل رهبر» را بر عهده دارد - نص اصل يك‏صدويازدهم قانون‏اساسى - پس لازمه آن نظارت بر توانايى رهبرى و استمرار شرايط آن است.[11] و البته اين نظارت، در تضاد با ولايت مطلقه نيست.[12]

مجلس‏خبرگان براى انجام اين وظيفه، داراى كميسيون تحقيق است كه علاوه بر رسيدگى به گزارشات واصله و تحقيق در باره صحت و سقم آنها به تشكيلات ادارى رهبرى نيز توجه داشته و به آن مقام در جلوگيرى از نفوذ و دخالت عناصر نامطلوب در تشكيلات نهاد رهبرى مساعدت مى‏نمايد.[13]

انجام هر عملى كه به‏طور مستقيم، در تأمين هدف مجلس خبرگان، مؤثر باشد، وظيفه اصلى اين مجلس است و انجام اَعمالى كه اثر مستقيم آن، تأمين هدف مزبور نباشد، وظيفه فرعى تلقّى مى‏گردد. بديهى است كه نتيجه نهايى وظايف جنبى، حُسن اجراى وظايف اصلى خواهد بود. از وظايف فرعى مجلس خبرگان، وضع قوانين مربوط به اين مجلس و رسيدگى به بودجه سالانه اين مجلس است.

د) وضع قوانين مجلس خبرگان و تفسير آنها
مطابق اصل يك‏صدوهشتم قانون اساسى:

قانون مربوط به تعداد و شرايط خبرگان، كيفيّت انتخاب آنها و آيين‏نامه داخلى جلسات آنان، براى نخستين دوره، بايد به وسيله فقهاى اوّلين شوراى نگهبان، تهيّه و با اكثريّت آراى آنان، تصويب شود و به تصويب نهايى رهبر انقلاب برسد. از آن پس، هرگونه تغيير و تجديد نظر در اين قانون و تصويب ساير مقرّرات مربوط به وظايف خبرگان، در صلاحيّت خود آنان است.

به منظور انجام بهتر اين وظيفه، كميسيون اصل يك‏صدوهشتم، در مجلس خبرگان تشكيل مى‏شود كه وظيفه آن، بررسى قوانين مربوط به خبرگان، از جمله انتخابات و آيين‏نامه داخلى اين مجلس است.

مرجع وضع هر قانون، بايد مرجع تفسير آن نيز باشد؛ زيرا واضعِ قانون به مراد خود آگاه است. بر اين اساس، مادّه 45 آيين‏نامه داخلى مجلس خبرگان، مقرّر كرده كه: «تفسير قانون انتخابات و آيين‏نامه داخلى مجلس خبرگان، در موارد ابهام، با خود خبرگان است». اطلاق اين مادّه، موادِّ قانونى مربوط به خبرگان را كه از سوى فقهاى اوّلينِ شوراى نگهبان، تهيّه و تصويب شده است، نيز شامل مى‏شود. در نتيجه، تنها مرجع تفسير قوانين مربوط به خبرگان، خود آنان هستند.


ه) رسيدگى به بودجه سالانه مجلس خبرگان‏
مطابق مادّه 47 آيين‏نامه داخلى مجلس خبرگان:

به منظور انجام امور زير، كميسيونى به نام كميسيون امور مالى و ادارى، مركب از نُه عضو اصلى و سه عضو على‏البدل، تشكيل مى‏گردد:
1. بررسى و پيشنهاد هزينه‏هاى مجلس خبرگان و تقديم آن به هيئت رئيسه، جهت تصويب و ارائه آن به دولت، جهت درج در بودجه سالانه كلّ كشور؛
2. تنظيم نمودار تشكيلاتى و ضوابط استخدامى كارمندان با هم‏آهنگى سازمان مديريّت و برنامه‏ريزى و نظارت بر حُسن جريان امور ادارى و ارائه آن به هيئت رئيسه؛
3. بررسى و پيشنهاد هزينه‏هاى ناشى از امور نمايندگى و ارائه آن به هيئت رئيسه؛
4. بازرسى و رسيدگى در مورد كلّيّه اموال و دارايى‏هاى منقول و غير منقول مجلس خبرگان و تحقيق و تسويه كلّيّه حساب‏ها و رسيدگى به هزينه كرد بودجه سالانه مجلس خبرگان و تقديم گزارش آن به مجلس خبرگان.

الف - تهيه دستور كار جلسات عادى و فوق‏العاده مجلس و ارائه به هيأت رئيسه.
ب - تهيه گزارشها و منابع لازم در زمينه مسائل فقهى، فرهنگى، اجتماعى و سياسى، در حوزه مسئوليت خبرگان، براى اعضاى هيأت رئيسه و رياست مجلس و خبرگان.
ج - تهيه صورت مذاكرات مجلس و كميسيون‏ها و هيأتها.
د - نگهدارى و طبقه‏بندى و بايگانى اسناد و مدارك مربوط و نيز مصوبات مجلس و كميسيون‏هاى خبرگان، با استفاده از امكانات و تجهيزات لازم.
ه - تهيه مواد و متون لازم، جهت اعلام مواضع، براى هيأت رئيسه و تنظيم پيش‏نويس بيانيه‏ها.
و - تهيه طرح تشكيلات دبيرخانه، براى تصويب هيئت رييسه و سازمان مديريّت و برنامه‏ريزى.
 

  • شرايط نمايندگان مجلس خبرگان‏

قانون اساسى، بصراحت، شرايط نمايندگان مجلس خبرگان را بيان نكرده و تعيين آن را مطابق اصل يك‏صدوهشتم، براى نخستين دوره، به فقهاى اوّلين شوراى نگهبان و پس از آن، به خود مجلس خبرگان واگذار كرده است ؛ امّا با دقّت در اصول مربوط، مى‏توان كلّيّاتى را در مورد شرايط اعضاى مجلس خبرگان به دست آورد. به ضرورت تناسبِ حكم و موضوع، اعضاى خبرگان، اوّلاً، بايد داراى درجه‏اى از فقاهت و آگاهى بر مسائل سياسى و اجتماعى روز باشند كه قدرت تشخيص «اعلم به احكام و موضوعات فقهى يا مسائل سياسى و اجتماعى يا شخص واجد مقبوليّت عامه» را داشته باشند و ثانياً، داراى مرتبه‏اى از تقوا باشند كه در اظهار نظر خويش، فقط مصالح اسلام و مسلمانان را در نظر گيرند و نه منافع فردى و گروهى را. از سوى ديگر، در صورتى كه اهل خبره، به آن‏چه مى‏گويد، اعتقاد نداشته باشد و يا داراى سوابق سوء سياسى و اجتماعى باشد، بدون ترديد، نمى‏توان به تشخيص او اعتماد كرد. در قانون انتخابات مجلس خبرگان، شرايطى به شرح زير، آمده است:

خبرگان منتخب مردم، بايد داراى شرايط زير باشند:
الف) اشتهار به ديانت و وثوق و شايستگى اخلاقى؛
ب) اجتهاد در حدّى كه قدرت استنباط بعض مسائل فقهى را داشته باشد و بتواند ولىّ‏فقيه واجد شرايط رهبرى را تشخيص دهد؛
ج) بينش سياسى و اجتماعى و آشنايى با مسائل روز؛
د) معتقد بودن به نظام جمهورى اسلامى ايران؛
ه) نداشتن سوابق سوء سياسى و اجتماعى.

در كنار تصريح به ضرورت برخوردارى نمايندگان خبرگان از شرايط فوق، اين قانون، بر نفى ضرورت بعضى از شرايط، تصريح كرده است كه «ضرورت ندارد كه نمايندگان، ساكن و يا متولّد حوزه انتخابيه خود باشند.».

نكته پايانى درباره شرايط نمايندگان مجلس خبرگان، «مرجع تشخيص واجدان شرايط» است. اين موضوع، از اهمّيّت زيادى برخوردار است. تبصره يكم مادّه سوم قانون انتخابات مجلس خبرگان، مرجع تشخيص دارا بودن شرايط مورد نظر را فقهاى شوراى نگهبان دانسته است. به‏طور معمول، فقهاى مزبور، براى كسانى كه اجتهادشان محرز نيست، اقدام به برگزارى امتحان و اختبار مى‏كنند و شرايط ديگر را با تحقيق و تفحص احراز مى‏كنند.

مطابق تبصره دوم مادّه 3، كسانى را كه رهبر، صريحاً و يا ضمناً، اجتهاد آنان را تأييد كرده باشد، از نظر علمى، نيازمند تشخيص فقهاى شوراى نگهبان نخواهند داشت.